جعفر شهرى باف
461
طهران قديم ( فارسى )
نااميدى انجاميد و فشار حوائج باستيصالشان كشانيد ناچار روپوشهاى بلند دوخته بتن كرده شالهاى پهن كه در مشاهدهء مأمور از سر ميافكندند بسر كشيده دزدانه راه كوچه و بازار گرفتند ، تا كم كم كه با پيشقدمى بعضى شهرستانىها و روستائيان كه بند و بار كمترى داشتند و زودتر رنگ تعلق ميگرفتند سر به قضا سپرده تسليم پيشآمد گرديدند ، اگرچه هنوز نيز عدهاى از آنان در قيد حيات ميباشند كه در عقيدهء خود راسخ مانده ، تمام مدت گذشته را پا از خانه بيرون نگذارده ، حتى حمام و ديگر حوائج خود را در منزل انجام داده ، با ديگ آب گرم سر و تن شسته ، كفش را اندازه فرستاده تهيه كرده ، مشاطه و رگزن و طبيب را در خانه احضار كرده پا از حريم عفاف بيرون نگذاردند و اكنون نيز با چادر كمرى و چاقچور و روبنده مستور ميباشند . و اما مردها را چاره منحصر به آن شد كه بجاى كلاه پهلوى كه آن را مقدمهى كلاه شاپو و كلاه فرنگىها و كافرها مىدانستند سربرهنگى را اختيار نمايند و درباره لباس كتهاى بلند تا سر زانو بپوشند يا دامن قباها را بريده كوتاه بكنند ، تا كم كم كه احوال با اوضاع تطبيق نموده خاصيت عادت و فراموشى كار خود را كرده ، مرور زمان اثر خويش بخشيده زنها با بىستارى و مردها با كلاه و لباس جديد و بىكلاهى كه روزى از بزرگترين ننگهايشان بشمار مىآمد خو گرفتند و جريان مسير طبيعى در پيش گرفت . شايد اگر موقعنشناسها و سخنان سستمايه و مطالب خود درآوردهشان نبوده تبعيت از سكوت مراجع عاليمقام ميكردند كار به اين حدت و شدت و خشونت نمىرسيد ، چه حكم عقل چنين مىباشد كه مبارز ، قواى خويش مطابق قوهى حريف بسيج بكند و مقاومت و خشونت طرف ضعيف موجب تجرى و فشار طرف قوى مىگردد و در اين احوال تدبير و عقل ، نه مقابله كارساز مىگردد و هميشه در اين گونه مسائل ، گريزان از واقعيتها و خودسرىهاى كاسه از آش داغترها بوده كه با نافرمانى از دستورات پيشوايان مذهبى خود باعث مفسدهها و فتنهها و خونريزيها و قتل و جنايتها گرديده ، چه كسى كه اصل حكومت بقدرت زور به چنگ آورده ، تابع حرف حساب نشده ، تسليم آرى و نهى مغلوب نگشته ، شريك و حكومت در دل حكومت نپذيرفته ، سهل است كه زور و فشار خود زيادتر